منم مثل تو مات این قصه ام

توهم مثل من امشبو دعوتی

درست تو همین ساعت و ثانیه

سزاوار زیباترین رحمتی

تواین حس وحال عجیب وغریب ٬

دوتا بال میخوای که رو شونته

توازهرمسیری بری می رسی ٬

توازهردری بگذری خونته

از این سفره هامعجزه دور نیست

ببین دست دنیاتودست منه

دعامی کنم تااجابت بشه

دعامی کنم چون دلم روشنه

من ازعشق بارون به دریازدم

 به بارون وبه آسمون دعوتی

چه مهمونی باشکوهی شده

تواین لحظه هایی که هم صحبتیم

من ازعشق بارون به دریازدم ....



تاريخ : یکشنبه بیست و سوم تیر 1392 | 1:42 قبل از ظهر | نویسنده : مهندس نادر سالار جهان آرا ديلمقاني |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.